تبليغاتX
کلبه حقیری

                                            بنام یگانه هستی بخش عالم

در کلبه حقیری

............محله تنین بوش در شهر بن کشور جرمنی................در یکی از روزها ی بعد از ختم امتحانات سمستر زمستانی 2008/2009 در کلبه حقیری نشسته بودم و از پنجره اطاقم روفت و امد موتر ها را در جاده که از پیش روی ساختمان مان می گذرد تماشا می کردم .بعد از چند دقیقه باران ملایم هم باریدن گرفت ..من اهسته ،اهسته با تماشای قطرهای باران و ان منظره جذاب به گذشته خود برگشته و در ذهنم عمر را که زندگی کرده بودم از دوران کودکی و نوجوانی.... ..مرور می کردم.....

....زمان شش هفت ساله بیش نداشتم یک روز  همرای دو پسر کاکایم که در مکتب اخوندی درس می خواند ، از روی شوق به طرف مسجد حرکت کردم .از قضا همان روز این دوپسر کاکایم کمی دیرتر از هشت صبح به مسجد رسیدند و اخوند هم برای کسانی که دیر می امدند جزای را تعین کرده بود که همان جزا را تقدیم هر دو پسر کاکایم هم کرد، من با مشاهده اولین حرکت خشونت امیز در زندگی ام بسیار متاثز شده و را ه خانه را در پیش گرفتم و وقتی از مسجد دور می شدم صدای اخوند کریمی را شنیدم که میگفت من بتو کار ندارم بیا!! ..ولی برای من رفتن به مسجد دیگر غیر ممکن شده بود.از همان روز تصویر بسیار خشین از اخوند کریمی در ذهنم ایجاد شد و هر گز حاضر نشدم که پیش او برای درس خواندن بروم ..بعد از تبدیل وی با اخوند دیگری مرا خانواده ام با فشار به مسجد فرستادند تا درس بخوانم ولی هرگز موفق به فراگیری دروس خود نشدم و تقریبا از تنبل ترین شاگردان اخوند کربلای که مامایم هم میشد ،بودم  وی هم در همان روز اول  مرا بعد از جزای مفصل به خانه روان کرد.........لحظه ای فکر می نمایم که چرا من از تنبل ترین شاگردان اخوند کربلای بودم ...لحظه می گذرد .....بیادم می اید که از یکی از دوستان المانی در باره تعین سلیقه اطفال در المان شنیده بودم که با استفاده از روشهای علمی روانشناسی اطفال را می بینند که برای کدام رشته دارای سلیقه خوب می باشد بعدا وی را مطابق شوق و سلیقه اش تحت تعلیم می گیریند..سوالهای زیادی در ذهنم  خطور می کند مثلا چرا در افغانستان کسی به این فکر نیست ؟چرا با ما چنین نکردند؟از گذشته که بگذریم چرا حالا دولت و خانواده ها به این فکر نیستند ؟ ایا این یک صدمه جبران نا پذیر در تربیه کدر متخصص در اینده نیست؟..........بعد با خود می گویم ..خیر است حالا که گذست بقول معروف کذشته را صلوات اینده را احتیاط.............اما انیده ایی که هیچ کس به فکر ان نیست چگونه می تواند اینده خوب  باشد؟   .............................................................................
+ نوشته شده توسط اسدالله در Mon 6 Apr 2009 و ساعت 16:31 |

...............اب و هوای کابل بیادم می اید............

موتر ها هم چنان بقول یکی از دوستان به محیط زیست ضررمی رساندند..............محیط زیست ؟اب و هوای کابل بیادم می اید که به چه اندازه مردم را به عذاب کرده و خدا می داند چه عواقب خطرناک را متوجه باشندگان ان می کند.......دولت غمش را می خورد ....دولت؟......همان طوری که در هشت سال گذشته مانند دیگر مسایل به این مساله هم توجه جدی را مبذول کرده است.........

+ نوشته شده توسط اسدالله در Mon 6 Apr 2009 و ساعت 16:29 |

.........برای چه باید عربی می خواندیم ؟...........

.......کوشش می کنم که ازاین مسایل خود را اندک دور کرده و به دوران کودکی و نوجوانی برگردم..................

....صفحه جدید در زندگی .......من هم چنان با فشار خانواده  به مکتب اخوندی می رفتم و بعد از تقریبا یک سال و نیم پنچ سوره نصفه هم نکرده بودم ...سیستم درسی انوقت در مساجد دقیقا یادم هست که در حدود 80 نفر شاگرد دریک اطاق نسبتان 15 در 4 متره مسجد با هم درس می خواندیم وهمه باید با صدای خیلی بلند کلمات عمدتا عربی را که در کتابها پنج سوره ،جزوه اول قران و چند کتاب دبل دیگر که نام شان را نه می دانم و اشعار پنج کتاب و حافظ را که فارسی بودند ، می خواندند....و بعد از چند لحظه ای اخوند با صدای بلند فریاد می زد که بلند بخوانید  و همزمان چوب درازش را به روی گلیم می کفت........عربی!!!!.. برای چه باید عربی می خواندیم ؟...مگر مسلمان نیستی؟چون قران کریم به عربی است و باید بتوانم انرا بخوانم...با خود فکر می کنم ..تنها خواندن قران کا فی است در حالی یک کلمه عربی نه می فهمم..پس از کجا بفهمم که خداوند در قران چه فرموده اند ؟.....اما می دانم که اکثریت مردم دیگر هم همین کار را می کردند و می کنند، که قران کریم با متن عربی را چهار پوش کرده و بعضا فقط خط عربی انرا می خوانند ...ایا میشود به این ترتیب از طروق ناب  که در قران برای زندگی ذکر شده بهره مند شد؟ایا عالمان دینی ما به مردم این نکات را می گویند ؟من که تا هنوز نه شنده ام که یک عالم دین به من یا کس و یا کسانی دیگری چنین چیزی را گفته باشد ......چرا مگر استاد ظاهر زمانی که در صنف دوم سمستر اول ما را ثقافت اسلامی درس میداد به همین مساله اشاره نکرد که قران را باید با ترجمه فارسی و یا با هر زبان که تسلط دارید بخوانید و کوشش کنید هدف انرا بفهمید و در باره ان فکر کنید و مطابق ان عمل کنید!!!!...خوب او را که بعنوان عالم دین قبول نداشتند!!........چرا عالمان دین این مساله را به مردم نه می گویند ؟وظیفه کسانی که به این مهم واقف هستند چیست؟......................................................

 

+ نوشته شده توسط اسدالله در Mon 6 Apr 2009 و ساعت 16:26 |

........عالم دین گفته بیاد ...............

........عالم دین گفته بیاد اخوند کربلای و نحوه درس دادن او می افتم.سیستم درس خواندن با صدای بلند معه قاف پای معمولا سه بار(صبح، چاشت و پیشین) در روز اگر خوش شانس می بودی و گرنه بیشتر .........

...با خود فکر می کنم که این چنین سیستم درس خواندن چقدر عواقب نا گواری روی رشد ذهنی ،فکری ،اخلاقی ..یک فرد می تواند داشته باشد؟ چه بسا شاید استعداد های را این سیستم قربانی می کرد و برای همیشه از بین می بورد؟ ..و چه بسا امروزه هم در بسیاری نقاط افغاسنستان از همین روش استفاده میشود!!،........ایا کار برای تغیر سیستم درسی صورت می گیرد و یا صورت گرفته ؟ مقصدم تنها سیستم درسی در مساجد نیست بلکه سیستم درسی در مکاتب و دانشگاها/پوهنتونها هم می باشد که شدیدا نیاز به یک بازبینی و تغیر دارد چه اقدامات برای این مهم شده است؟.......متیقین هستم تعداد کسانی که از این سیستم کهنه وفرسوده تعلیمی و تحصیلی ضرر دیده اند کم نیست ..اما چرا برای تغیر ات تعلل می شود؟....................................

+ نوشته شده توسط اسدالله در Mon 6 Apr 2009 و ساعت 16:24 |